تبليغاتX
مشق شب
- آه كه امروز دلم را چه شد ، دوش چه گفته است كسي با دلم ؟
شنبه شانزدهم دی 1385
 

- از همان اول ازين بازي شب يلدايي با عنوان " لوس بازي" ياد ميكردم، اما بدم هم نيامده از اعترافات دوستان، و متشكر بابت دعوت !

- بگوييم هم، اگر اسلام و مسلمين دست و پايمان را نبسته بود، اعتراف نامه مان يك دفتر هشتاد برگ تمام مي شد ...

- تمام خنده هاي پنج شنبه ي بعد از كلاس تبديل شد به بغض و ...!  اگر براي حذف مادي و معنوي اين عبارت از زندگي اينجانب كسي ميتواند كمكي بكند، ما بشدت استقبال ميكنيم ...

- بقول استاد جامعه شناسي شهري و صنعتي و ... دختر جان اينقدر نگو "ما"، بگو من ... شما ها چرا اينقدر خودتان را پشت اين "ما"ي قبيله اي پنهان ميكنيد ؟

- به تو معتاد شدم و كار آخر شد ...

- دقيقا شش ساعت تمام ؛ شجريان است كه مي خواند اينجا ... حالم دارد بهم ميخورد، اما سيرايي ندارم انگار.

- از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند ...

- دلمان هم براي پسر قبيله ي آدمخوار ها تنگ شده ! سعدي براي امروز من سردوه بود، شايد: همه عمر برندارم ...

 فعلا مزخرف ديگري به ذهنم نميرسد كه اينجا بنويسم ...

- بقول استاد،  باقي خدا و بس !

 

فاطمه | + | | Add to google