آمدم، ماندم، خنديدم، مُردم ...
آنها كجايند كه مي آمدند و مي رفتند ؟
افسانه ی خيابان مي شدند
خانه ها را بر مي افروختند
خاك را متبرك ميكردند
راه درازي انگار طي شده است
اين قصه كودكان بسياري را شايد به خواب برده باشد
من بوي خاك را ميشنوم كه در پي گرماي ما است
قصه هميشه از دل شب آغاز مي شده است ...
شبهاي روشن - كارگردان : فرزاد مؤتمن