غريبه اي در درون زن دارد بزرگ ميشود، رشد ميكند و اجازهي جولان ميخواهد.
روزمرگي، خانهداري، احتياط، مراعات، زندگي سالم، آرام، گذشت، خانواده داري، تربيت... كلماتي هستند كه زن خانهدار مسلمان ايراني ميفهمدش. تمام لحظات را آگاهانه با همين كلمات ميگذراند. براي خودش قانون ميسازد، با همين آجرها. ديواري كه هرگز حاضر نيست آن را فرو بريزد.
در نگاه اول ميگويم جراتش را ندارد، شايد چشم خيالش، دنياي پشت ديوار را نميبيند ...
ولی می بیند. حداقل طاهره که دید.
طاهرهی خانهدار مسلمان ایرانی، پشت دیوار را دید. طاهره هم جسارتش را داشت، هم از تنوع بدش نمی آمد. گستاخی هم حالش را به هم نمیزد، زدن زير همه چيز و دل كندن و دوباره عاشق شدن، مثل همه ما. ولی این همهی طاهره نیست.
طاهره درد دارد. از جنس همان دردهايي كه عطار ميگويد: خودش درمان است. درد است كه طاهره را نجيب نشان ميدهد. درد است كه درخت بلند عفت و حياياش را آب ميدهد. درد است كه عشقاش را نان ميدهد.
اگر طاهره در سكانس آخر چمدانش را بر ميداشت و ميرفت يقين ندارم كه حالش خوب شده بود!
غريبهاي درون زن است. زن عصيان ميخواهد. عشق ميخواهد. زن كليشه است. زن نجيب است. زن عاقل است. زن عاشق است. زن ميماند ...
پي نوشت:
1) چند شب پيش هنگامه قاضياني مهمان برنامه "مثلث شيشهاي" بود. شخصيت قاضياني تاثير زيادي روي نقشاش گذاشته بود و شايد بر عكس.
شب تولدش بود. مثلث شيشه اي يك سفر حج عمره، به او و فرزندش هديه كرد و قاضياني كه كاملا حالش عوض شده بود، گفت: اين هديه از طرف خدا بود و رشيدپور كه شايد از صراحت رابطه قاضياني با خدا، جا خورده بود، ادامه داد: بله حتما همين طور است! سفر حج هديه از طرف خدا است و نه از طرف بندهي خدا.
عفت؛ حيا، نجابت... توي نقش طاهره موج ميزد. اين مفاهيم زنده اند. وجود دارند. خانم قاضياني هديهي حج از طرف خدا براي همان 63 روزي بود كه در خدمت موجوداتي به نام عفت و حيا بازيگرداني كرديد. من فکر میکنم خدا به حرمت اين دو، سفر حج نصيبتان كرده.
2) "به همين سادگي" داستان يك صبح تا شب يك زن خانهدار مسلمان است. فيلم سختي با جزئيات زياد. فيلمي از جنس احساسات پيچيده! شما با داستان احساسي و پر گره اي روبرو نخواهيد شد. در سراسر فيلم حواس بيننده به همه چيز هست، چون اسير احساساتش نميشود. فيلم براي تماشاگر نخبه ساخته شده. با ريتم يكنواختي كه در هيچ جاياش افت نميكند. به همين سادگي بهترين فيلم ايرانياي است كه تا امروز ديدم.