دستِ دو
برای خودش شغل شریفی دست و پا کرده بود این آخر عمری. قلب را کَند و گذاشت روی پیشخوان، کلیه ها را توی بوفه چید. روده را منظم توی قفسه ها جاگیر کرد. روی کبد هم یک رُبان چسباند و گذاشت برای دکور. با خط درشت روی شیشه ی مغازه نوشته بود: به سمساری مرحوم آقاجانی خوش آمدید.